تبلیغات
هرچی بتونم میزارم!؟!؟!؟!!!!

























هرچی بتونم میزارم!؟!؟!؟!!!!

مرا به نام کوچکم صدا بزن!

تفاوت زمین خوردن دخترا وپسرا!



پسر در حال دویدن...

زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")

یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!

یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
.
.
.
.
.

دختر در حال راه رفتن…

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…

یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟

یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!

من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!





نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 ساعت 12:35 ب.ظ توسط QUEEN_ SUN نظرات |

عذرخواهی : در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

بیمه‌ عمر : قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی : دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال : فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.

تلفن همراه : وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل : خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی : کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی : خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.

خودپرداز : دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره : محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید.

مجرم : فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.

تورم : عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!

گارانتی : یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق : کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو : سونای بخار متحرک!

شب امتحان : حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

دانشجو : دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن.

بزرگراه : نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس : فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است.

شهرداری : گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم : تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم.

سطل آشغال : وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی : کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج : اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند 1390 ساعت 11:22 ق.ظ توسط QUEEN_ SUN نظرات |

خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم!!!


/ به ادامه مطلب سر بزنید /



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 7 بهمن 1390 ساعت 06:30 ب.ظ توسط QUEEN_ SUN نظرات |

نمی دانم چه می خواهم خدایا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پرسوز

 

ز جمع آشنایان می گریزم

به كنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش

 

گریزانم از این مردم كه با من

بظاهر همدم و یكرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دوصد پیرایه بستند

  

از این مردم، كه تا شعرم شنیدند

برویم چون گلی خوشبو شكفتند

ولی آن دم كه در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بدنام گفتند

 

دل من، ای دل دیوانه من

كه می سوزی ازین بیگانگی ها

مكن دیگر ز دست غیر فریاد

خدایا، بس كن این دیوانگی ها

 

 


نوشته شده در شنبه 1 بهمن 1390 ساعت 11:39 ق.ظ توسط QUEEN_ SUN نظرات |

از همان روزی که دست حضرت قابیل 

گشت آلوده به خون حضرت هابیل 

از همان روزی که فرزندان آدم 

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید 

آدمیت مرده بود

گرچه آدم زنده بود 

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند 

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند 

آدمیت مرده بود 

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب 

گشت و گشت 

قرنها از مرگ آدم هم گذشت 

ای دریغ 

آدمیت برنگشت 

قرن ما 

روزگار مرگ انسانیت است 

سینه دنیا ز خوبی ها تهی است 

صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است 

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست 

قرن موسی چمبه هاست 

روزگار مرگ انسانیت است 

من که از پژمردن یک شاخه گل 

از نگاه ساکت یک کودک بیمار 

از فغان یک قناری در قفس 

از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار 

اشک در چشمان و بغضم در گلوست 

وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست 

مرگ او را از کجا باور کنم 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست 

وای جنگل را بیابان میکنند 

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند 

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا 

آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند 

 صحبت از پژمردن یک برگ نیست 

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست 

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست 

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست 

 در کویری سوت و کور 

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور 

صحبت از مرگ محبت مرگ عشق 

گفتگو از مرگ انسانیت است 

   


نوشته شده در سه شنبه 27 دی 1390 ساعت 11:33 ق.ظ توسط QUEEN_ SUN نظرات |

اخرین مطالب
طنز
آشنایی با برخی واژه های بسیار طنز ایرانی
داستان جالب هواشناسی رئیس جوان قبیله سرخ پوستان
رمیده (فروغ فرخزاد )
اشکی در گذرگاه تاریخ (فریدون مشیری )
(فریدون مشیری)
داستان عشق واقعی....!!!
دل شکسته
.
عشق
باران
با تشکر از مدیریت وبلاگ من "هستم.........!!!!"
از طرف یه دوست............!!!!
هر کس مشکلات خودش را دارد ...
اینا رو بدون و به ایرانی بودنت افتخار کن...
داریوش اقبالی
طنز
سلام خدای من.......!!!!
فقط یه ایرانی میتونه
20نكته كه شما را نزد دیگران عزیز می کند!
آشنای غریب
وقتی حیوانات احساسی می شوند!!!!
زندگی زیباست
عاشقانه
طنز

صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 7 ) 1 2 3 4 5 6 7