تبلیغات
هرچی بتونم میزارم!؟!؟!؟!!!! - دل شکسته

























هرچی بتونم میزارم!؟!؟!؟!!!!

مرا به نام کوچکم صدا بزن!

داشتم بر می گشتم خونه، مسیرم جوریه که از وسط یه پارک رد میشم بعد میرسم به ایستگاه اتوبوس، توی پارک که بودم یه زن خیلی جوون با چادر مشکی رنگ و رو رفته و لباس های کهنه یه پیرمرد رو که روی یه چشمش کاور سفید رنگی بود همراه خودش راه میبرد رسید به من و 
گفت سلام!

من فکر کردم الان میخواد بگه من پول میخوام که بابام رو ببرم دکتر و از این حرفا اول خواستم برم بعد گفتم منکه عجله ندارم بذار واستم شاید کار دیگه ای داشته باشه منم همینطور که اخمام تو هم بود سرم رو به علامت جواب سلام تکون دادم و نگاهش کردم،

گفت آقا من باید بابام ( بعد پیرمرده رو نشون داد) رو ببرم مجتمع پزشکی نور آدرسش نوشته توی خیابان ولیعصر، خیابان اسفندیاری!

گفتم خوب؟!

با یه لحن بغض آلود گفت خوب بلد نیستیم کجاست توی این شهر خراب شده از هر کی هم می پرسیم اصلا به حرفمون گوش نمیده! بیشعورا جوابمونو نمیدن (اشک تو چشماش جمع شده بود)

بهش آدرس دادم و گفتم تو این شهر خراب شده وقتی آدرس میخوای باید بی مقدمه بپرسی فلان جا کجاست اگر سلام کنی یا چیز دیگه بگی فکر میکنن میخوای ازشون پول بگیری!

بعد از اینکه رفت 

گفتم چقدر سنگ دل شدیم، چقدر بد شدیم وچقدر زود قضاوت میکنیم، خود من تا حالا به چند نفر همینجوری بی محلی کردم و رفتم چون گفتم خوب معلومه دیگه پول میخواد!

طفلی زن بیچاره خیلی دلم براش سوخت که فقط به خاطر اینکه فقیر بود و ظاهرش فقرش رو نشون میداد دلش رو شکسته بودیم…



نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 01:40 ب.ظ توسط QUEEN_ SUN نظرات |

اخرین مطالب
طنز
آشنایی با برخی واژه های بسیار طنز ایرانی
داستان جالب هواشناسی رئیس جوان قبیله سرخ پوستان
رمیده (فروغ فرخزاد )
اشکی در گذرگاه تاریخ (فریدون مشیری )
(فریدون مشیری)
داستان عشق واقعی....!!!
دل شکسته
.
عشق
باران
با تشکر از مدیریت وبلاگ من "هستم.........!!!!"
از طرف یه دوست............!!!!
هر کس مشکلات خودش را دارد ...
اینا رو بدون و به ایرانی بودنت افتخار کن...
داریوش اقبالی
طنز
سلام خدای من.......!!!!
فقط یه ایرانی میتونه
20نكته كه شما را نزد دیگران عزیز می کند!
آشنای غریب
وقتی حیوانات احساسی می شوند!!!!
زندگی زیباست
عاشقانه
طنز