تبلیغات
هرچی بتونم میزارم!؟!؟!؟!!!! - اشکی در گذرگاه تاریخ (فریدون مشیری )

























هرچی بتونم میزارم!؟!؟!؟!!!!

مرا به نام کوچکم صدا بزن!

از همان روزی که دست حضرت قابیل 

گشت آلوده به خون حضرت هابیل 

از همان روزی که فرزندان آدم 

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید 

آدمیت مرده بود

گرچه آدم زنده بود 

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند 

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند 

آدمیت مرده بود 

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب 

گشت و گشت 

قرنها از مرگ آدم هم گذشت 

ای دریغ 

آدمیت برنگشت 

قرن ما 

روزگار مرگ انسانیت است 

سینه دنیا ز خوبی ها تهی است 

صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است 

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست 

قرن موسی چمبه هاست 

روزگار مرگ انسانیت است 

من که از پژمردن یک شاخه گل 

از نگاه ساکت یک کودک بیمار 

از فغان یک قناری در قفس 

از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار 

اشک در چشمان و بغضم در گلوست 

وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست 

مرگ او را از کجا باور کنم 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست 

وای جنگل را بیابان میکنند 

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند 

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا 

آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند 

 صحبت از پژمردن یک برگ نیست 

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست 

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست 

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست 

 در کویری سوت و کور 

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور 

صحبت از مرگ محبت مرگ عشق 

گفتگو از مرگ انسانیت است 

   


نوشته شده در سه شنبه 27 دی 1390 ساعت 10:33 ق.ظ توسط QUEEN_ SUN نظرات |

اخرین مطالب
طنز
آشنایی با برخی واژه های بسیار طنز ایرانی
داستان جالب هواشناسی رئیس جوان قبیله سرخ پوستان
رمیده (فروغ فرخزاد )
اشکی در گذرگاه تاریخ (فریدون مشیری )
(فریدون مشیری)
داستان عشق واقعی....!!!
دل شکسته
.
عشق
باران
با تشکر از مدیریت وبلاگ من "هستم.........!!!!"
از طرف یه دوست............!!!!
هر کس مشکلات خودش را دارد ...
اینا رو بدون و به ایرانی بودنت افتخار کن...
داریوش اقبالی
طنز
سلام خدای من.......!!!!
فقط یه ایرانی میتونه
20نكته كه شما را نزد دیگران عزیز می کند!
آشنای غریب
وقتی حیوانات احساسی می شوند!!!!
زندگی زیباست
عاشقانه
طنز